غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
154
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
لجه شجاعت و فرهنك معز السلطنه و الخلافه ابو الغازى سلطان حسين ميرزا درياى لشگر ظفر اثر بعزم رزم و جنك در تلاطم آورد و در اواخر ماه مبارك رمضان اقبال و دولت هم عنان از يورت قشلاق بجانب كنار آب مرغاب نهضت كرد و در وقتى كه هلال عيد انگشت نماى لبتشنگان رمضان گشت آن ماه فلك سرافرازى به منزل سارقبازى رسيده در آن مقام فرح انجام بآداب عيد صيام قيام و اقدام نموده دو سه روز بلوازم جشن و سور و مراسم عيش و سرور پرداخت آنگاه اسباب بزم را درهم نورديده رزم اعداء دولت وجه همت عالى نهمت گشت و مقارن نهضت سپاه رعد خروش صائقه بار سلطان ناميه جنود نزاحت آثار رياحين و ازهار به فضاى دشت و كهسار كشيد و چتر لعل پيكر لاله برافراخته بساط زمرد اثر سبزه مبسوط گردانيد نظم سلطان ربيع رايت افراخت * از لاله علم ز گل سپر ساخت افواج سپاه سبزه و گل * شد عازم سيرگاه بلبل و چون منزل پنجده از فرّ نزول همايون نضارت مرغزار هفتم سپهر يافت قاضى على كه در اوايل جلوس همايون برسم رسالت از نزد امير حسن بيك بدرگاه خاقان عاليجاه آمده بود و در وقت استيلاء ميرزا يادگار محمد مراجعت نموده كرت ديگر شرف ملازمت دريافت و مكتوب پادشاه آذربايجان كه مشتمل بود بر سخنان محبتنشان بموقف عرض رسانيد و باصناف الطاف خسروانه مفتخر و مباهى گشته رخصت معاودت حاصل فرمود و اعلام نصرت اعلام از پنجده بموضع كل باغان شتافته از آنجا بچيچكتو خراميد و چند روز جهة اجتماع جنود عالمسوز در چيچكتو توقف افتاد و از آنمرحله چتر همايون فال منزل المال نقل نمود و خاقان بىهمال در المال جيبه پخش كرده روى بولايت اندخود آورد و موضع چكمن محل نزول سپاه صفشكن گشته خبر رسيد كه ميرزا سلطانمحمود با جنود نامعدود از حدود بلخ به راه كوهپايه در حركت آمده و از پل چراغ گذشته بميمنه منزل گزيده خيالش آنكه از عقب مواكب كواكب طنطنه درآيد و قدم تهور پيش نهاده دست بردى نمايد بعد از تحقيق اين خبر رأى اضائتگستر چنان اقتضا كرد كه اردوى همايون بصوب بلخ روان شود تا سپاه مخالف بسبب عبور بر بوادى كه از آب و آبادانى دور است شكست يابد بنابرآن از منزل چكمن كوچ واقع شده خواجه دوكه معسكر ظفر اثر گشت و آنجا بوضوح پيوست كه ميرزا سلطانمحمود در اندخود نزول اجلال فرموده خاقان منصور با اركان دولت قاهره طريق مشورت مسلوك داشته توجه بلخ را در حيز توقف انداخت و عنان مراجعت انعطاف داده مصاف اعدا را وجه همت بلندنهمت ساخت و از خواجه دوكه كوچ كرده نماز شامى به دو فرسخى چكمن رسيد و بنابر قرب جوار باغى اشارت عليه بنفاذ انجاميد كه آن شب تا روز خدام موكب خاقانى مراسم حراست و نگهبانى بتقديم رسانيده و تهيه اسباب مقاتله كرده خود را متشمر معركه كارزار گردانند صباح روز ديگر كه جمشيد بيضا علم يعنى خورشيد انجم حشم بعزم رزم جوشن زرنگار ظفر آثار درپوشيد و قدم در فضاى معركهء سپهر دوار نهاده سپاه ظلمت سلب شب را مغلوب و منهزم گردانيد نظم صباحى كآفتاب افراخت رايت * رساند اوقات ظلمت را بغايت بميدان راند نورانى مواكب